داستان‌های ماشین تحریر اثر تام هنکس

توماس جفری هنکس هنرپیشه‌ی آمریکایی در سال 1956 در شهر کنکورد ایالت کالیفرنیا به ‌دنیا آمد. پدرش، آموس مافورد هنکس، آشپز دوره‌گرد بود و مادرش، جنت مریلین، در بیمارستان کار می‌کرد. اصل و نسب مادر تام پرتغالی است اما پدربزرگ و مادربزرگ او از طرف پدری مهاجران بریتانیایی بودند. پدر و مادر تام در سال ۱۹۶۰ از یکدیگر جدا شدند. سه فرزند بزرگ خانواده به نام‌های ساندرا (نویسنده)، لری (استاد دانشگاه در ایلینوی) و تام همراه پدرشان زندگی را ادامه دادند، درحالی‌که کوچک‌ترین برادر آن‌ها، جیم (بازیگر و فیلم‌ساز) برای زندگی با مادرش رفت.

تام هنکس در دانشگاه رشته‌ی تئاتر را انتخاب کرد. او طی سال‌های دانشجویی با وینست دولینگ آشنا شد. وینست دولینگ از مسئولان یکی از تئاترها بود و به پیشنهاد او، تام به‌عنوان کارآموز به آنجا رفت. دوره‌ی کارآموزی تام سه سال طول کشید و با تمامی قسمت‌های تئاتر شامل تهیه‌کنندگی، نور، طراحی صحنه و غیره آشنا شد. او در نهایت تصمیم به ترک تحصیل از دانشگاه گرفت. در همین دوره بود (حدود سال ۱۹۷۸) که تام به‌خاطر بازی در یکی از همین نمایش‌ها موفق به دریافت جایزه‌ی بهترین بازیگر شد.

تام هنکس در ابتدا با سامانتا لوییس ازدواج کرد (۱۹۷۸ تا ۱۹۸۷). زمانی که این دو از هم جدا شدند، دو فرزند به نام‌های کالین (متولد ۱۹۷۷) و الیزابت (متولد ۱۹۸۲) داشتند. سپس در سال ۱۹۸۸ با ریتا ویلسون ازدواج کرد. تام از همسر دومش دو فرزند پسر دارد: چستر (متولد ۱۹۹۰) و ترومن (متولد ۱۹۹۵).

این هنرپیشه سابقه‌ای درخشان در دنیای سینما دارد. او در فیلم‌هایی مشهور همچون فارست گامپ، آپولو 13، نجات سرباز رایان، مسیر سبز، دورافتاده، رمز داوینچی و کاپیتان فیلیپس ایفای نقش کرده است. تام هنکس همچنین تجربه‌ی کارگردانی، فیلم‌سازی و صداپیشگی هم دارد.

هنکس در طول سال‌های فعالیت خود بارها برنده‌ی جوایز بین‌المللی شده که می‌توان به گلدن‌گلوب، اسکار، جایزه‌ی انجمن بازیگران فیلم و جایزه‌ی انتخاب مردمی اشاره کرد. او همچنین در ژوئن ۲۰۰۶ موفق به دریافت نشان افتخاری عضویت در یگان رنجر ارتش آمریکا شد. این نشان به‌خاطر بازی زیبایش در نقش کاپیتان در فیلم نجات سرباز رایان به او عطا شد. همچنین در سال ۲۰۱۶ باراک اوباما به تام هنکس نشان افتخار آزادی رئیس‌جمهوری را اهدا کرد.

تام هنکس علاقه‌ای خاص به جمع‌آوری ماشین‌تحریر دارد و انواع آن‌ها را از دهه‌های 1930، 1940 و 1950 جمع کرده. او از ماشین‌تحریر برای نوشتن‌های غیرضروری روزانه از جمله درست کردن فهرست کارهایی که باید انجام شوند استفاده می‌کند. به گفته‌ی خودش، دستگاه‌های بزرگ فلزی را به این دلیل نسبت به پردازنده‌های کلمه‌ی امروزی ترجیح می‌دهد که از ضربه زدن به کلیدهای آن و صدای بلندی که از آن ناشی می‌شود لذت می‌برد اما این ستاره ارتباطی عمیق‌تر با یکی از آن‌ها دارد که متعلق به پدرش بود.

هنکس که می‌خواست تجربه و اشتیاق خود درباره‌ی ماشین‌های تحریر را با دیگران به اشتراک بگذارد به توسعه‌ی نرم‌افزار آی‌پد کمک کرد که تجربه‌ی نوشتن با ماشین‌تحریر را روی دستگاه دیجیتال بازسازی می‌کند. این نرم‌افزار هنکس‌رایتر نام دارد و با افکت‌های صدایی کامل ماشین‌تحریر همراه است.داستان‌های ماشین تحریر

علاقه‌ی تام هنکس به ماشین‌تحریر به همین‌ جا ختم نمی‌شود. او با نوشتن مجموعه‌داستانی که ماشین‌تحریر در آن نقشی پررنگ دارد، وارد دنیای داستان‌نویسی شده است. به گفته‌ی تام هنکس نگارش این مجموعه حدود دو سال طول کشیده. او از هر فرصتی در سفرهای تفریحی و کاری‌ برای نگارش این مجموعه‌داستان استفاده کرده. این کتاب با عنوان داستان‌های ماشین‌تحریر مشتمل بر هفده داستان است درباره‌ی زندگی، عشق، غم و خوشی با روایت‌هایی جذاب و شیوا و گاه طنزآمیز که مخاطب را با خود همراه می‌کند. هر کدام از این روایت‌ها به‌نوعی با ماشین‌تحریر ارتباط پیدا می‌کند. این ارتباط گاه بسیار پررنگ و گاه بسیار ظریف و نامحسوس است. این مجموعه‌داستان پس از انتشار با استقبال بسیار خوبی مواجه شد و در فهرست پرفروش‌های نیویورک‌تایمز و آمازون قرار گرفت.

ترجمه‌ی این مجموعه‌داستان ظرافت‌های خاص خود را داشت که مهم‌ترین آن حجم وسیع اطلاعات بود اعم از اشخاص، مکان‌ها، برندها و اصطلاحاتی که برای بیشتر مخاطبان ایرانی ناآشنا و شناختشان برای درک داستان‌ها ضروری و اجتناب‌ناپذیر است. در همین راستا ناگزیر از پانوشت‌‌های متعدد استفاده کردم تا توضیحات لازم را ارائه دهم که کاری زمان‌بر بود. چالش دیگر در ترجمه‌ی این کتاب سبک و زبان داستان‌ها بود که گستره‌ای از طنز و غم و نوستالژی را در برمی‌گیرد؛ نویسنده سعی می‌کند با ظرافتی خاص و با کمک اصطلاح‌ها و بازی با کلمه‌ها احساسات مختلف را به مخاطبانش القا کند. بی‌شک ایجاد چنین فضایی با توجه به تفاوت‌های ساختاری زبان‌ها از چالش‌برانگیزترین تجربه‌های کاری من بوده و البته لذت‌بخش‌ترین آن‌ها. موضوع مهم دیگر ترجمه‌ی عنوان کتاب بود. نام کتاب «Uncommon Type, Some Stories» اگر به شکل تحت‌اللفظی ترجمه شود در زبان فارسی «ماشین‌تحریر غیرمعمول»، «ماشین‌تحریر عجیب» و حتی «ماشین‌تحریر استثنایی» و از این قبیل معادل‌ها خواهد بود که معنایی قابل‌فهم و جذاب نخواهد داشت. بنابراین عنوان داستان‌های ماشین‌تحریر انتخاب شده تا ضمن در بر داشتن معنی و مفهوم عنوان انگلیسی و اشاره به موضوع این مجموعه‌داستان‌، برای مخاطب فارسی‌زبان هم جذاب باشد.

مطالب مشابه