ویکتوریا الیزابت شواب، که در جهان ادبیات با نام اختصاری وی.ای. شواب شناخته میشود، در هفتم ژوئیهٔ ۱۹۸۷ در کالیفرنیا به دنیا آمد و در ایالت تنسی آمریکا بزرگ شد. او تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتهٔ طراحی و تاریخ هنر در دانشگاه واشنگتن در سنتلوئیس گذراند و در سال ۲۰۰۹ موفق به دریافت مدرک کارشناسی هنر شد. نخستین رمان خود را با عنوان جادوگر شهر نیِر در سنین جوانی به انتشارات دیزنی فروخت و از آن پس وارد عرصهٔ حرفهای نویسندگی شد.
شواب نویسندهای چندوجهی است که در ژانرهای فانتزی، علمیتخیلی، رمان نوجوان، و ادبیات بزرگسال آثار قابلتوجهی خلق کرده است. او آثار نوجوان خود را با نام اصلیاش، ویکتوریا شواب، منتشر میکند و برای کتابهای بزرگسال از عنوان وی.ای. شواب استفاده میکند.
از برجستهترین مجموعههای او میتوان به تبهکاران اشاره کرد که نخستین جلد آن با عنوان شرور است. این کتاب در فهرست بهترین آثار فانتزی نشریهٔ پابلیشرز ویکلی قرار گرفت و در سال ۲۰۱۴ توسط انجمن کتابخانههای آمریکا بهعنوان یکی از برترین رمانهای فانتزی برگزیده شد. ادامهٔ این مجموعه با عنوان انتقامجو (۲۰۱۸) موفق به دریافت جایزهٔ انتخاب مردمی گودریدز برای بهترین اثر علمیتخیلی سال شد.
مجموعهٔ دیگر این نویسنده با عنوان سایههای جادو نیز از محبوبیت بالایی برخوردار است. نخستین جلد آن، تاریکتر از جادو (۲۰۱۵)، جهانی را ترسیم میکند که در آن چندین لندن موازی با رنگهایی متفاوت وجود دارند. جلد دوم با عنوان اتحاد سایهها (۲۰۱۶) و جلد سوم با عنوان شوالیههای روشنایی (۲۰۱۷) این سهگانه را کامل میکنند. رشتههای شکنندهٔ قدرت بخش چهارم در سال ۲۰۲۳ منتشر شده ادامهای از جهان و شخصیتهای سه مجموعۀ قبل است.
رمان مستقل دیگری از او با عنوان عمارت گالانت در سال ۲۰۲۲ منتشر شد و توانست جایزهٔ گودریدز را در شاخهٔ بهترین رمان فانتزی و علمیتخیلی نوجوان به دست آورد.
آثار وی.ای. شواب به زبان فارسی نیز راه یافتهاند. نشر کتابسرای تندیس عناوین مهمی از آثار این نویسنده را منتشر کرده است، از جمله مجموعهٔ کامل سایههای جادو، مجموعهٔ تبهکاران و رمان عمارت گالانت.
در جدیدترین اثر وی.ای. شواب با عنوان استخوانهایمان را در خاک نیمهشب دفن کن، شاهد گامی متفاوت در کارنامهٔ ادبی او هستیم. این رمان که برای نخستینبار در ژوئن ۲۰۲۵ توسط انتشارات تور بوکز منتشر شد، سه روایت جداگانه را در سه بازهٔ زمانی متفاوت دنبال میکند: یکی در قرن شانزدهم در سانتو دومینگو، و دو داستان دیگر در قرنهای نوزدهم در لندن و بیستویکم در شهر بوستون. این شخصیتها، با وجود فاصلهٔ زمانی و مکانی، از طریق خاکی مشترک و رازآلود به یکدیگر پیوند میخورند.
شواب این اثر را شخصیترین نوشتهاش توصیف کرده است؛ اثری که به گفتهٔ او حاوی خون، استخوان و قلب نویسنده است. درونمایههایی چون هویت، پیوندهای خونی و تاریخی، و تأثیرات گذشته بر حال، با زبانی استعاری و چندلایه در تار و پود روایت تنیده شدهاند. سبک نگارش وی.ای. شواب، بهویژه در این داستان، زبانی سرشار از تصویر، حس و ریتم است؛ زبانی که خواننده را در دل مناظر تاریخی و درونی شخصیتها غوطهور میکند. اگرچه در آثار قبلی او نیز دغدغههایی چون حافظه، فراموشی و جاودانگی به چشم میخورد، در این اثر جدید شواب عمق بیشتری به موضوعاتی چون ریشه، خاک، و گرههای ناگسستنی تاریخی بخشیده است. استخوانهایمان را در خاک نیمهشب دفن کن در عین حفظ لحن شاعرانه و رویاگونۀ همیشگی نویسنده، نگاهی تأملبرانگیزتر و فلسفیتر به مفهوم انسان بودن و میراث جمعی دارد.



