رمان «پایان خودش را می نویسد»

رمان, فانتزی, محمد جوادی, وی.ای.شواب
نوشتهٔ پیشین
رمان «آرامش مردار»

«کتابی که تا این اندازه هوشمندانه به موضوع نوشتن و نویسندگی بپردازد و شخصیت‌هایش این‌قدر جذاب باشند، تا آخرش تو را با خود همراه می‌کند.» این جمله، توصیف نیویورک تایمز از کتابی است که به‌جرئت می‌توان گفت یکی از هوشمندانه‌ترین و غافلگیرکننده‌ترین رمان‌های معمایی سال‌های اخیر است؛ رمانی که دربارۀ نویسندگی، از درون صنعت نشر حرف می‌زند و درعین‌حال خودش نیز معمایی معماری‌شده و حساب‌شده است. نام کتاب پایان خودش را می‌نویسد و نام نویسنده‌اش اِوِلین کلارک است. اِوِلین کلارک اما نه یک نفر، بلکه حاصل تلفیق دو قلم قدرتمند و دو دوستی عمیق پانزده‌ساله است: وی. ای. شواب، پدیدآورندۀ آثاری چون مجموعۀ پرطرفدار سایه‌های جادو، و کت کلارک، فیلم‌نامه‌نویس و نویسندۀ رمان‌های تعلیقی پُرمخاطب. مقدمۀ پیش‌رو روایتی است از چگونگی شکل‌گیری این هم‌نویسی بی‌سابقه، تلفیق شگفت‌انگیز سبک‌های متفاوت دو نویسنده در قالب صدای واحد و نبوغ معمایی‌ای که در این کتاب معمایی به کار گرفته شده است. فرصتی کوتاه برای پشت‌پرده‌گردیِ ادبی.
در دنیای معاصر نشر، نام مستعار نویسنده پدیده‌ای تازه نیست؛ از خواهران برونته گرفته تا استیون کینگ با اسم مستعار ریچارد باخمن، نویسندگان همیشه برای کشف ژانرهای تازه یا فرار از زیر سایۀ شهرت خود، از نقاب استفاده کرده‌اند. اما پدیدۀ اِوِلین کلارک متفاوت است. این نام مستعار، ترکیبی از دو نام و دو شخصیت است: ویکتوریا «وی. ای.» شواب فانتزی‌نویس پرفروش نیویورک تایمز که با آثاری چون عمارت گالانت و سایه‌های جادو که تاکنون چهار کتاب از این مجموعه منتشر شده، جهان‌های پیچیده و تیره‌ای می‌سازد و مرزهای ژانر را درهم می‌شکند، در کنار کت کلارک، فیلم‌نامه‌نویس بریتانیایی و نویسندۀ رمان‌های تعلیقی که پیشتر در ژانر نوجوان می‌نوشت. آغاز این همکاری از یک همدلی و گفت‌وگو در آشپزخانۀ اسکاتلندی شروع شد، زمانی که شواب با ایدۀ «تریلر عجیب و غریب» به سراغ دوست صمیمی خود رفت.
نقطۀ اوج این ماجرا در این است که این دو نویسنده، هر دو پیشتر سوگند خورده بودند که هرگز دست به چنین همکاری‌ای نزنند: کت کلارک صنعت نشر را در سال ۲۰۱۸ ترک کرده بود و قصد بازگشت نداشت و وی. ای. شواب عهد بسته بود هیچ‌وقت اثری بدون جادو و جادوگر (و با نویسندۀ همکار) ننویسد. اما ایدۀ پایان خودش را می‌نویسد ــ شش نویسندۀ ناموفق در جزیرۀ اسکاتلندی محبوس شده‌اند تا پایان رمان اَبَرپرفروش نویسنده‌ای مرده را به اتمام برسانند ــ نه‌تنها این دو را از سوگندشان بازگرداند، بلکه حاصل آن به یکی از بحث‌برانگیزترین تجربه‌های هم‌نویسی در جهان نشر بدل شد.
فرایند خلاقانۀ این دو نویسنده نیز خود داستانی جذاب دارد. آن‌ها به‌جای تقسیم فصل‌ها، «معماری» را انتخاب کردند: ابتدا نقشۀ کتاب را کشیدند، سپس اتاق‌به‌اتاق جلو رفتند و هر دو بر روی تک‌تک جملات، شخصیت‌ها و گره‌ها کار کردند. شواب اعتراف می‌کند که «یکی از ما دکوراسیون رو انجام می‌داد، بعد دیگری می‌آمد و می‌گفت از پرده‌ها خوشم نمی‌آد…» نتیجه، اثری است که خواننده نمی‌تواند تشخیص دهد کدام جمله از آن شواب و کدام از آن کلارک است. آن‌ها نام مستعار را یک «پناهگاه خلاقانه» می‌دانند که پرده‌ای بین خود نویسندگان و کتاب می‌اندازد. این فاصله، نه‌فقط از آسیب‌پذیری‌های حرفه‌ای می‌کاهد، بلکه به آن‌ها جسارت می‌دهد تا طنزی تند و تلخ علیه صنعت نشر خلق کنند. اگر کتاب شکست بخورد، تقصیر «اِوِلین کلارک» است، نه وی. ای. شواب یا کت کلارک. این فاصله‌گذاری ظریف به دو نویسنده اجازه می‌دهد بدون ترس و واهمه، به عمق فسادها، ناعدالتی‌ها و حقایق پشت‌پردۀ نشر حمله کنند.
عنوان کتاب پایان خودش را می‌نویسد به‌درستی انتخاب شده است؛ زیرا داستان از چهارچوب معمای ساده فراتر و به سفری می‌رود در دل روان‌شناسی نویسندگی و پشت پرده‌های نشر.
سرعت تند روایت، تعلیق غیرقابل‌پیش‌بینی و شخصیت‌پردازی چندبعدی از نقاط قوت کتاب است؛ اما آنچه پایان خودش را می‌نویسد را در ژانر تریلر ادبی منحصربه‌فرد می‌کند، طنز گزنده‌اش علیه ساختار نشر است. هر یک از شخصیت‌های داستان نمایندۀ قشری از نویسندگان آرزومندند که برای بقا مجبورند هر اخلاقیات و امنیتی را زیر پا بگذارند. اِوِلین کلارک صحنه‌هایی می‌سازد که تا مدت‌ها پس از بستن کتاب، تصویر آن «ساعت‌شمار هفتادودوساعته» و فشاری که روی مغز نویسنده‌ها در اتاق مملو از اسلحه و خیانت می‌آید، در ذهن خواننده نقش می‌بندد. نشر به مثابۀ میدان جنگی نابرابر است. جایی که حق‌تألیف به اندازۀ یک کلاه قرمزرنگ عتیقه جذاب است و دسیسه برتری بی‌چون‌وچرایی دارد.
پایان خودش را می‌نویسد تریلر معمایی با طنزی سیاه است که شما را به درون صنعت نشر می‌برد و درعین‌حال از هوشمندی ادبی آن لذت می‌برید. و فراتر از داستان، این کتاب خود نمونۀ درخشان آن چیزی است که وی. ای. شواب «اقتدار بخشیدن به داستان‌گویان مفلوک» می‌نامد؛ قدرت داستانی که از دل دو قلم توانا بیرون می‌آید تا هم پایانی برای یک کتاب بنویسد و هم قراری برای تغییر بنویسد.

مطالب مشابه